معرفتشناسي فمينيستي
معرفتشناسي را نظريه دانش ميدانند كه در باره طبيعت (ذات) و شرايط دانش تحقيق ميكند (Code, 2000: 170). در واقع يك معرفتشناسي شيوه مشخص كردن آن است كه چه گونه محققين به اين شناخت ميرسند كه چه چيزي را ميدانند. معرفتشناسيهاي مختلف (مثلاً تجربهگرايي، واقعگرايي) قواعد مختلفي را در مورد آن چه كه دانش مشروع را ميسازد و اين كه چه معيارهايي معرفت اجتماعي يا واقعيت طبيعي را كافي و يا معتبر مينمايد، ارائه ميكند (Ramazanoglu, 2002). از نظر كد اين معرفت شناسيهاي سنتي هستند كه منابع ملاك و متدهاي تحقيق را ارزيابي ميكنند و نيز عقايد و ادعاهاي دانش و راههاي تكذيب شكاكيتگرايي[2] را توجيه مينمايند (Code, 2000).