شناخت مبتني بر جنسيت
يكي از ويژگيهاي معرفتشناسي رسمي كه با طرح نقش جنسيت منافات دارد، خردگرايي است. طبق اين نظر معرفتشناسي ِسنتي فاعل شناسايي، موجودي مستقل از جامعه و شرايط اجتماعي است كه در اثر تلاشهاي خود به تنهايي به معرفت دست مييابد. در دوره جديد از ميان فلاسفه غرب بيش از همه دكارت چنين معرفتشناسياي را مطرح ميكرد. او به تاثير عوامل اجتماعي و سياسي در معرفت توجهي نداشت و شناسا را در خلاء و فارغ از زمينههاي اجتماعي در نظر ميگرفت و آن گاه به اين نكته توجه ميكرد كه آيا چنين كسي مبناي مطمئن براي معرفت دارد يا نه؟ (حورا، 1382).
+ نوشته شده در چهارم دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۵۹ ب.ظ توسط زلف آشفته
|