اهمیت مشروطه برای زنان
گفته می شود از آغاز قرن 20 مفهوم رهایی زنان در بستر مفاهیم مرتبط با ناسیونالیسم و مدرنیته و در ایده های ملهم از ایران پیش از اسلام و مذاهب جدیدی چون بابیسم و متاثر از غرب ، ریشه دواند ( Paidar, 1996a ) و بتدریج بستر ظهور جنبش زنان و طرح دیدگاه های انتقادی نسبت به موقعیت زنان در جامعه را در میان روشنفکران فراهم آورد .
ادامه مطلب
مناقشات و مسائل پیش رو فمینیسم اسلامی
بی تردید در این مسیر فمینیسم اسلامی ، مناقشات و مسائل مهمی را پیش رو دارد از جمله :
1) برای بسیاری از قشریون مذهبی پذیرفتن بازنگری در متون و تفاسیر ، امری ناممکن است . از نظر ایشان قرآن کلام خداست و بنا بر این غیرقابل تغییر است . در پاسخ مدرنیست های مسلمان و فمینیست های اسلامی اشاره می کنند که عبارت پردازی نمادین از قرآن نقادی آن نیست ( Tohidi، 2001) ، بلکه تفسیر به رای است که اساسا در اسلام جایی ندارد .
ادامه مطلب
اهمیت فمینیسم اسلامی
فمنیست اسلامی می تواند با " فمینیستی " و " اسلامی " خواندن خود نقش مهمی در حوزه های فمینیستی و اسلامی چه از نظر معرفت شناختی و چه سیاسی ایفا کند و در نهایت به بهتر شدن وضعیت زنان بیانجامد . به این شکل که :
1- به نقد تفاسیر جنسیتی اسلام و پدرسالاری (Shaikh ، 2003 ، ص 155 ) می پردازد . نشان دهد نابرابری های نهفته در تفاسیر موجود از فقه ، لزوما تجلی اراده خداوند نیست . نتایج معرفت شناختی این ادعا، ما را به این جا می رساند که برخی از قوانینی که تا کنون اسلامی یا بخشی از شریعت تلقی می شدند در واقع فقط نظرها و دریافت های برخی از مسلمانان ، و ناشی از کردار ها و هنجارهای اجتماعی و تاریخی ای هستند که نه مقدس اند و نه تغییرناپذیر ، بلکه بشر و متغییرند ( میرحسینی ،الف 1385 ، ص 49 ) .
ادامه مطلب
مبانی معرفت شناختی و روش شناختی
ظهور آواهای جدید فمینیستی در جهان اسلام در اواخر دهه 1980 را می توان درقالب مجادله فکری و ایدوئولوژیک بین مسلمانان بر سر دو برداشت کاملا مختلف از دین و دو روش متفاوت در برخورد با متون مقدس دید :
1- برداشت مطلق گرا و حقوقی از اسلام است و این برداشت نه سرسازگاری و نه توان رویارویی با واقعیت های معاصر و آمال مسلمانان را دارد ( میرحسینی ،الف 1385 ، ص 49.) -2 برداشتی کثرت گرا و متساهل از اسلام است که جا را برای ارزش ها و واقعیت های معاصر ، از جمله برابری جنسیتی ، باز می کند ( میرحسینی ،الف 1385 ، ص 49 ) . مثلا العزمه اسلام را به تنوع جوامعی که در آن مطرح می شود متنوع می داند و نشان می دهد که برخلاف هسته سخت فرمان های الهی ، قوانین اسلامی به سوی تغییرات منعطف تر و گشوده تر از آن چه بعضی پژوهشگران باور دارند ، در حرکت اند Afshar ) ، 1998، ص 3 ( .
ادامه مطلب
فمنیسم اسلامی چیست ؟
فمینیسم اسلامی آگاهی انتقادی از حاشیه نشینی ساختاری زنان در جامعه است و با فعالیت های هدایت شده به سوی تغییر روابط قدرت جنسیتی درگیر است تا جامعه ای ایجاد کند که تمامیت انسانی را برای همه بر اساس عدالت جنسیتی ، برابری انسانی و آزادی از ساختارهای ستم ، فراهم آورد ( Shaikh ، 2003 ، ص 148 ) . در واقع فمینیسم اسلامی عمل و گفتمان فمینیستی است که در درون پارادایم اسلامی مطرح می شود ( Badran ،2002 ) و می خواهند نسخه جدیدی از جامعه اسلامی ایده آل ایجاد کند که نقش زنان در آن متفاوت است . ایده آل سازی جامعه اسلامی آینده نقد گذشته و آینده را مجاز می داند . نظریه فمینیستم اسلامی درباره ظلم به زنان و آزادی در مخالفت با اسلام سنتی مطرح شده است . اسلام حقیقی از این منظر متعالی تر از اسلام استعماری و سنتی و تحریف شده است Paidar ) ، ( 1996.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
دو سال پیش در همین روزها بود ، که کمپین کار خود را به این امید آغاز کرد که پس از دوسال یک میلیون امضای برابری طلب را تسلیم مجلس کند و هیچ فکر هم نمی کرد پس از این زمان مجبور باشد لایحه ضد خانواده را از مجلس بیرون کشد . همه دوستان کمپینی و طراحان اولیه آن که از فعالان پر سابقه جنبش زنان بودند ، به خوبی از فراز و فرودهای راهی که در آن عزم رحیل کرده بودند ، آگاه بودند . اما آیا وجود دره هایی چون لایحه هم در تیررس نگاهشان بود ؟ چه کسی فکر می کرد قوانین از این هم می تواند بد تر شود ؟ رجعت آن هم پس از دوسال رنج و مشقت و هزینه هایی که به جنبش زنان از جمله کمپین تحمیل شده بود ، چه طور توجیه می شد ؟ از سوی اکنون پس از تمام تلاش فعالان زن برای خارج کردن لایحه از مجلس کار به کجا انجامیده است ؟ و فردا سرنوشت لایحه چه خواهد بود ؟ نتیجه هم دلی ها و هم دستی های مان که با عنوان " جنجال " سعی می شود بی اهمیت نشانش دهند( نمی دانم نوشتن مقاله ، فرستادن کارت پستال ، نامه ، ایمیل ، اس ام اس و مراجعه به مجلس فقط برای بیان نگرانی و دل آزردگی خود از تصویب قوانین ضد زن و ضد انسان ، چه طور می تواند جنجال باشد ! ) چه ثمر خواهد داد ؟
ادامه مطلب
پیش تر مطلبی با عنوان تئوری دیدگاه فمنیستی پست کرده بودم . مطلب پیش رو توضیحی مبسوط تر در همین باره است که در مدرسه فمینیستی و جامعه شناسی ایران نیز قرار داده شده است .
معرفتشناسي ديدگاه فمينيستي، ابتدا در علوم اجتماعي توسعه يافت. در كاري كه توسط نانسي هارتساك (Nancy Hartsock, 1979) در علوم سياسي و دروتي اسميت (Dorothy Smith, 1988) در جامعهشناسي صورت گرفت (Janack, 2004). نانسي هارتساك روشن ميكند كه در معرفتشناسي، زنان ناديده گرفته ميشوند و نظر آنها از هيچ كجا تلقي ميشود. نظريه وي براي ديدگاه زنان نسبت به مردان مزيت قائل است. اين نظريه همچنين يك مسئله روش¬شناسي را از طريق فهم اين كه ابزارهاي شناخت منوط به نتيجه است، بيرون ميكشد. بدين وسيله اشاره ميكند كه هميشه تمام دانشها ذهني است و محدود به اين است كه چه كسي ميشناسد و چه گونه ميشناسد (Handrahan, 1998).
ادامه مطلب
چند سال پیش، اولین جلد از مجموعه بهاصطلاح «پروژه بنیادگرایى»(1) را روى میز کار خود دیدم. پروژه بنیادگرایى تحت سرپرستى و ریاست مارتین مارتى،(2) مورخ مشهور تاریخ کلیسا در دانشگاه شیکاگو به مرحله اجرا درآمد و بودجه آن را بنیاد مک آرتور(3) تأمین مىکرد. روزى این سؤال را از خود پرسیدم که بنیاد مک آرتور چه توجیهى براى تخصیص بودجهاى چند میلیون دلارى به مطالعه و بررسى بنیادگرایان دینى دارد؟ دو جواب به ذهن متبادر شد. جواب اول: بنیاد مک آرتور داراى تشکیلاتى پیشرو است و بنیادگرایان را افرادى ضد پیشرفت تلقى مىکند؛ لذا این بنیاد، با انجام این پروژه، به شناخت دشمنان خود مىپرداخت. اما جواب جالب توجه دیگرى نیز وجود داشت: «بنیادگرایى» پدیدهاى عجیب است که درک آن مشکل است و هدف از انجام این پروژه، تعمق در این دنیاى بیگانه و درک هر چه بیشتر آن بود. اما بنیادگرایى براى چه کسانى دنیاى عجیبى تلقى مىشود؟
ادامه مطلب
حافظ در دست دارد . هیجان زده ام . دخترکی چهار ساله می شوم . برای من یه فال بگیر ، برای من یه فال بگیر . می خواهم حافظ خواندش را بشنوم ، به یاد آن سال ها . از بالای عینک نگاهم می کند : برای تو گرفتم . من که هنوز نیت نکردم ! خوب من برات کردم . با لبخندی به ارث رسیده از کودکی ام روی کاناپه دراز می کشم خیره به او. می خواهم مامان را همین طور به خاطر بسپارم : لمیده بر مبل ، عینک به چشم و حافظ در دست با صدایی که می خواند :
پیش از اینـت بیش از این اندیـشـه عـشاق بود مـهــرورزی تـو بـا مـا شـــهره آفـــاق بود
یاد باد آن صحبـت شـبـهـا که بـا نوشـیـن لبـان بحـث سر عـشـق و ذکـر حـلقـه عشـاق بود
پیش ازین کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند منـظـر چشـم مـرا ابـروی جانـان طـاق بود
از دم صــبــح ازل تــا آخـــر شـــام ابـــد دوستی و مهر بریک عهد و یک میثاق بود
سـایه معـشــوق اگر افـتـاد بر عاشــق چـه شـد ما به او محتاج بودیم و او به ما مشتاق بود
حسن مهرویان مجلس گرچه دل می برد و دین بحـث ما در لطـف طبع و خوبی اخلاق بود
بر در شـاهـم گـدایی نـکــتــه ای در کـار کـرد گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود
رشـتـه تـسـبـیـح اگـر بگسـسـت مـعـذورم بدار دسـتـم انـدر سـاعــد ساقی سـیـمـین ساق بود
در شـب قـدر ار صبـوحی کـرده ام عیبم مکـن سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود
شـعــر حـافـظ در زمـان آدم انـدر بــاغ خــلــد دفــتـر نسـریـن و گـل را زیـنـت اوراق بود
سر بلند می کند . چی نیت کردی ؟ لبخند می زنم . تو که خودت برام نیت کردی !
مثل یک توده کثافت که نمی تونی از شرش خلاص بشی ، داره خفه ت می کنه . فکر می کنی چه طور می شه پاشید ش تو صفحه ؟ از دست این حروف لعنتی هم کلافه می شی که با لج بازی از دستت در می رن . حال آدم بهم می خورده از خودش وقتی می دونه روش نمی شه با خودش رو راست باشه ! وای از این سایکیالوژی و بدتر از اون سوسیولوژی . اصلن به کسی چه ! آدم چرا باید همش توضیح بده ؟ گاهی فکر می کنم بدجوری یقه خودمونو چسبیدیم !
همین که خودم هستم بهترین دلیله .
لبان تو
چنان شربی مدام ِ گرم
مرا
به شهوتی نجیب ـ فرا می خواند !
ممنون از مهناز زیبایم که همیشه با هدیه شعری به استقبالم می آید .
تئوري ديدگاه در دهههاي 1970 و 1980 به عنوان يك فمينيسم انتقادي پديد آمد و درباره روابط بين توليد دانش و اعمال قدرت نظريهپردازي كرد. نظريه ديدگاه فقط يك تئوري تبيين كننده نبود بلكه يك روش يا نظريه روش (متدولوژي) بود كه به سوي تحقيق فمينيستي رهنمون ميشد (Harding, 2004).
ادامه مطلب
يكي از ويژگيهاي معرفتشناسي رسمي كه با طرح نقش جنسيت منافات دارد، خردگرايي است. طبق اين نظر معرفتشناسي ِسنتي فاعل شناسايي، موجودي مستقل از جامعه و شرايط اجتماعي است كه در اثر تلاشهاي خود به تنهايي به معرفت دست مييابد. در دوره جديد از ميان فلاسفه غرب بيش از همه دكارت چنين معرفتشناسياي را مطرح ميكرد. او به تاثير عوامل اجتماعي و سياسي در معرفت توجهي نداشت و شناسا را در خلاء و فارغ از زمينههاي اجتماعي در نظر ميگرفت و آن گاه به اين نكته توجه ميكرد كه آيا چنين كسي مبناي مطمئن براي معرفت دارد يا نه؟ (حورا، 1382).
ادامه مطلب

"... چالش مدرن آن است که چه گونه با بی اطمینانی و عدم ایقان سر کنیم ؟ امروزه عیب اصلی ، سر کردن در میان مردمی با اعتقادات متفاوت نیست ، بلکه گذراندن میان مردمی است که در یک سو ، این اعتقادات را همراه با عنصر بی اطمینانی نگه داشته اند و مردمی که این اعتقادات را با تظاهر به قطعیت حفظ کرده اند . میان جزم اندیشی و نسبی کرایی عرصه ای وجود دارد " .
ادامه مطلب
می گویند تولد یک تصادف است و مرگ سرنوشت. 25 سال پیش این تصادف برای من رخ داد. در سپیده دمان پاییزی که شهر سفید پوش برف بود. مامان می گوید : « اذونو که گفتن تو دنیا اومدی » . برای مامان این جمله با شکوه است . پر معناست . اذان یعنی اذن ورود من به این جهان ! ما نسلی هستیم که در پناه دعا و توسل متولد شدیم ، نسل لحظه های پیش بینی نشده ، فرزندان مادران منتظر ، روزهای بحران و قلب های تپنده از هراس . مامان می گفت : « زمانی که ما شماها رو حامله بودیم زیاد دعا می کردیم بچه های نسل شما ، بیش تر معنوی اند ». ما در تنش زایده شدیم و گویا هنوز می لرزیم . هیچ کس منتظر ما نبود . شمار کشته شدگان را بهتر از شمار متولدین داشتند. همه متوجه مرگ بودند نه تصادفات .
امروز سحر پس از یک ربع قرن ، لالایی باران پاییزی را زمزمه می کردم که خوابم برد . خوش حالم که در فصل باران و رنگ ها متولد شدم ؛ بر اساس یک تصادف ساده !
معرفتشناسي را نظريه دانش ميدانند كه در باره طبيعت (ذات) و شرايط دانش تحقيق ميكند (Code, 2000: 170). در واقع يك معرفتشناسي شيوه مشخص كردن آن است كه چه گونه محققين به اين شناخت ميرسند كه چه چيزي را ميدانند. معرفتشناسيهاي مختلف (مثلاً تجربهگرايي، واقعگرايي) قواعد مختلفي را در مورد آن چه كه دانش مشروع را ميسازد و اين كه چه معيارهايي معرفت اجتماعي يا واقعيت طبيعي را كافي و يا معتبر مينمايد، ارائه ميكند (Ramazanoglu, 2002). از نظر كد اين معرفت شناسيهاي سنتي هستند كه منابع ملاك و متدهاي تحقيق را ارزيابي ميكنند و نيز عقايد و ادعاهاي دانش و راههاي تكذيب شكاكيتگرايي[2] را توجيه مينمايند (Code, 2000).
ادامه مطلب
وارد اتاق مي شوم و بعد با احتياط در را مي بندم. « سلام » نگاهم رو چهره اي كه آرام و پرسشگر بهم خيره شده مي اقتد. ياد جوجه از لانه فرو افتاده مي افتم . جاي زنش بودم نمي ذاشتم اين جوري بياد بيرون . البته شايد خانم مصلحت ديده ! به هر حال نمي شود مهرباني و بي آزاري نگاه اين چهره منتظر را بيش تر معطل كرد .لبخند مي زنم «خسته نباشيد . من اومدم ببينم چرا ممنوع الورود شدم ؟ » با همان حالت جواب مي دهد « شما خانم ِ؟ » « چطور نمي دونيد ! من خادمي هستم پس چه طور ممنوع الورودم كردين ؟ » مي گويد « مگه حكمت رو نگرفتي شما ؟ » . جا نمي خورم امروز حكم قطعي را گرفتم . بعد از يك سال اعلام كردند كه حكم از بند 10 به 9 تخفيف پيدا كرده يعني منع از تحصيل بدون درج در سنوات . اين همه ظرافت واقعا جاي تقدير دارد! « چرا . ولي اين ربطي به ممنوع الورود شدن نداره. حراست منو ممنوع الورود كرده . » سپاهي خيلي شيك و قشنگ از گردنش رد مي كند « من در جريان نيستم . حتما از طرف حراسته كله . » آره تو حتما روحت خبر ندارد . يهو آمدي اين جا نشستي و بعد مي داني حكم من قطعي شده و آن وقت مني كه 5 ماه است تلفن از دستم نمي افته ، امروز بايد با خبر شوم.« با كي بايد صحبت كنم ؟ » « آقاي سيدي » . « راستي يه موضوع ديگه من امروز حكمم ابلاغ شده ولي دو هفته پيش به من گفتن ممنوع الورود شدم. » « خوب حكم شما قبلا قطعي شده بود » تو دلم پوزخند مي زنم كه واقعا تو چه بي خبري ! « به هر حال اين حكم كميته است و منع از تحصيل هيچ ربطي به منع از دانشگاه نداره . اين مربوط به حراسته . تازه حتا اگه مربوطه باشه كميته مي گه اين حكم براي اين ترم نيست . مال ترم پيشه پس دليلي نداره اين ترم از اومدن به دانشكده منع بشم»« خوب يعني شما الان كلاساتونومي رين ؟ » « من كلاس ندارم . يعني واحدامو گذروندم. فقط پايان نامه ام مونده » مردد مي ماند بعد از كمي فكر « مشكلي نداره يه سر به دهكده بزنيد . » لبخند مي زنم و او با مهرباني برايم آرزوي موفقيت مي كند .
در جواب دوستاني كه براي مطلب قبلي كامنت گذاشته بودن از جمله علیرضای عزیز ،
بذار راست و پوست کنده بگم .منو دوستام زیاد به زبان زنان و شناخت زنان و... فکر می کنیم . مثلا چطور می شه از زبان زنان استفاده کرد و اروتیک نبود یا آیا بدون زبان از پیش ساخته مردان می شه فضای بین الاذهانی ایجاد کرد ؟ چرا تجارب همو ( ما زن ها و شما مردان) نمی فهمیم - البته ما زنها همیشه مجبور شدیم که بفهمیم . چه طور می تونیم شناخت مونو خارج از سیستم نتظیم کنیم ؟ اون موقع که روی شناخت شناسی زنان کار می کردم به جواب قاطعی نرسیدم. اما ما هنوز داریم می خونیم و فکر می کنیم . بله ما تونستیم مسئله رو پیدا کنیم این که این شناخت ِ حاکم شناخت ما نیست . اما هنوز نمتونیم درباره شناخت خودمون حرف بزنیم . خیلی ها این مشکل رو ناشی از زبان می دونن. برای همینه که خروج از سیستم و ساختار لازمه اما خارج از سیستم چه طور تعریف می شیم ؟ مطالب بعدی نمی دونم چه قدر می تونه پاسخ گو باشه . اما می خوام متمرکز بشم روی شناخت زنان و تئوری های مرتبط و از اون جا قضیه رو تو اسلام دنبال کنم . خوشحال می شم از دوستان اگه کسی چیزی دیده یا فکر می کنه برام بفرسته.
به تعبير هام هستيشناسي شرحي است بر سرشت هستي (هام و ديگران، 1382). رمضان آقلو يك هستيشناسي[1] را شيوهاي ميداند كه طبيعت هر چيز را مشخص ميكند. به کمک یک هستی شناسی تعریفی از یک واقعیت می یابیم. هستيشناسيهاي متفاوت، باورهاي متفاوت درباره هستي اجتماعي را بازنمايي ميكنند. درک متفاوتی که فمنیست ها از مفهوم Sex ( امری زيستي ) و Gender ( مفهومي اجتماعي) دارند به همین اشاره دارد.
ادامه مطلب
